کویر _ مجموعه شعر بهنام غفاری

من عهد کردم جمعه‌ها یک راز را افشا کنم/ آنقدر افشا میکنم حلاج بر دارم زند

تبلیغات تبلیغات

یاد باد آن روزگاران یاد باد

چند سال پیش در یک شرکت بزرگ کار میکردم. شرکت یک انبار در پامنار داشت که حکم فروشگاه و نمایشگاه شرکت و داشت. و یک انبار بزرگ که دارای دوتا سوله هزاروپانصدمتری بود . این انبار یک مدیر داشت که بعداً در مورد ایشون خواهم نوشت. دونفر سرپرست کارگران خانم و آقا و یک خانم که مسول تایید بهداشت محصولات بود. ومن که تنها کارمند اداری این مجموعه بزرگ بودم عملا فرمان همه چیز از اطاق من صادر میشد ، چون مدیر انبار با اینکه یک دفتر مثل قصر و با امکانات پنتاگون داشت کل روز
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها